حقشناس: اجماع داخلی، پیششرط موفقیت در هر مذاکره خارجی است
چراغ نخست اظهارنظرهای تیمهای مذاکراتی را عراقچی روشن کرد و گفت: «شروع خوبی بود، میتواند ادامه خوبی هم داشته باشد.»
۳۰: ۱۳ دقیقه ظهر روز جمعه بود که زنگ آغاز مذاکرات ایران و امریکا به صدا درآمد؛ مذاکراتی که تا ساعت ۱۶:۵۰پس از ۳ دور مذاکره به طول انجامید. در این فاصله زمانی اما بسیاری از ایرانیان با «التهاب» و «نگرانی» و البته با چاشنی «امیدواری»، پیگیر اخبار گفتوگوها بودند. پرسشهایی از این دست که «مهمترین خروجی مذاکرات برای ایران و اقتصاد ایران چه خواهد بود؟ آیا دوطرف به یک توافق دست پیدا میکنند؟ محتوای این توافق احتمالی شامل چه مواردی است؟ جنگ محتمل است یا توافق؟» در اذهان عمومی ایرانیان جریان داشت.
به گزارش اعتماد، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران پس از ۳ ساعت و نیم مذاکره با طرف امریکایی برای پاسخ دادن به این نوع ابهامات اعلام کرد: «اگر همین روند ادامه داشته باشد به نظرم به یک چارچوب خوب برای توافق خواهیم رسید.»
اما کامنتهای خوشبینانه و بدبینانه در مورد دورنمای مذاکرات همچنان در فضای مجازی و واقعی جریان دارد. گروهی هم تلاش میکنند با عبور از رویکردهای خوشبینانه یا بدبینانه، موضوع را واقعبینانه مورد ارزیابی قرار دهند. مذاکراتی که دیروز ۳ دور آن با حضور عباس عراقچی و تیم همراه از یک طرف و ویتکاف و جرد کوشنر داماد ترامپ همچنین فرمانده سنتکام در سوی دیگر جریان داشت.
حضور معاون اقتصادی عراقچی در تیم ایران، این معنا را به ذهن متبادر میساخت که مهمترین مطالبه ایران کاهش یا رفع تحریمهاست و حضور فرمانده سنتکام در نقطه مقابل نیز حاکی از این بود که مطالبات امریکا بیشتر در حوزه مسائل نظامی و امنیتی جریان دارد.
با انتشار خبر پایان مذاکرات حول و حوش۱۶:۵۰ دقیقه تسنیم نوشت: «دو کشور تفاهم کردهاند که این گفتوگوها در موعد دیگری ادامه پیدا کند.»
چراغ نخست اظهارنظرهای تیمهای مذاکراتی را اما عراقچی روشن کرد. وزیر خارجه ایران در پاسخ به این پرسش که مذاکرات را چطور دیدید؟ اعلام کرد: «شروع خوبی بود، میتواند ادامه خوبی هم داشته باشد.»
او همچنین تاکید کرد: «گفتوگوهای طولانی و فشردهای داشتیم، از ۱۰ صبح تا ۶ بعدازظهر جلسات متعددی به صورت غیرمستقیم برگزار شد.»
عراقچی در پاسخ به پرسش دیگری درخصوص راند بعدی گفتوگوها و اینکه تا چه اندازه ممکن است منجر به توافق شود؟ گفت: «ادامه گفتوگوها منوط به این است که در پایتختها مشورت کنیم که چگونه ادامه دهیم.»
مذاکرهکننده ارشد ایران یادآور شد: «اگر همین روند ادامه داشته باشد به نظرم به یک چارچوب خوب برای توافق خواهیم رسید.»
پس از عراقچی نوبت به بقایی، سخنگوی وزارت خارجه رسید که اعلام کند: «دوطرف تفاهم کردند که در مشورت با پایتختها راجع به دور بعدی گفتوگوها تصمیمگیری نمایند.»
خبرنگار صدا و سیما هم تصویر چت خود با یکی از اعضای تیم مذاکرهکننده ایرانی را منتشر کرد که تفسیر خود از مذاکرات و دورنمای توافق احتمالی را با ابیاتی از مثنوی معنوی تصویرسازی کرده بود.
حمید قنبری نوشت: «مدتی این مثنوی تاخیر شد، مهلتی بایست تا خون شیر شد/ تا نزاید، بخت تو فرزند نو، خون نگردد شیر شیرین خوش شنو…» این عبارات حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه اما بازخوردهای قابلتوجهی در فضای مجازی پیدا کرد و برخی تحلیلگران استفاده از واژگانی چون «تبدیل خون به شیر»، «زادن فرزند نو» و… را به معنای چشمانداز روشن در مذاکرات تفسیر و تحلیل کردند.
در این میان نحوه اطلاعرسانی خبرنگار صدا و سیما هم بازخوردهای بسیاری در فضای مجازی پیدا کرد. علیرغم اینکه برگزاری مذاکرات در مسقط عمان و حفاظت شدید از انتشار اخبار توسط رسانههای غربی فضایی را برای صدا و سیما ایجاد کرده بود که بتواند تصویری شفاف و لحظهای از مذاکرات ارایه کند، اما همچنان رویکرد غیرحرفهای و غیرتخصصی خبرنگاران این رسانه در بازتاب رخدادهای مرتبط با مذاکرات مشهود بود.
اوج این بیخبری زمانی احساس شد که فرمانده سنتکام در محل مذاکرات حضور پیدا کرد. درحالی که خبرنگار صدا و سیما در محل مذاکرات حضور داشت خبر حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات را باتوجه به اعلام رسانههای معتبر، موثق اعلام کرد!
ما اما برای آگاهی از ابعاد مختلف مذاکرات و چشماندازهای احتمالی سراغ محمدجواد حقشناس و محمود صادقی، تحلیلگران سیاسی رفتیم تا ضمن تحلیل این دور از مذاکرات، تصویری از دورنمای آینده و مطالبات دوطرف به دست بیاوریم.
محمدجواد حقشناس: اجماع داخلی، پیششرط موفقیت در هر مذاکره خارجی است
محمدجواد حقشناس، فعال سیاسی و فرهنگی اصلاحطلب با مقایسته تطبیقی همه تجربیات قبلی ایران از مذاکره با امریکا و تفاوت آن با تجربه فعلی میگوید: «دور نخست مذاکرات ایران و امریکا برگزار شد و براساس اعلام عراقچی، در صورت تداوم این روند میتوان از آن برای تهیه چارچوبی برای توافق بهره برد. اما آغاز مذاکرات مسقط میان ایران و ایالاتمتحده، فارغ از نتیجه نهایی آن، خود حامل پیامی معنادار در سپهر سیاست خارجی منطقه است. انتخاب عمان به عنوان میزبان، بار دیگر نقش سنتی این کشور در میانجیگریهای حساس و کم سروصدا را برجسته میکند. نقشی که در سالهای گذشته نیز در بزنگاههای مهم میان تهران و واشنگتن ایفا شده است. مذاکرات مسقط در شرایطی آغاز شد که روابط ایران و امریکا در یکی از پیچیدهترین و پرتنشترین دورههای خود قرار دارد. نه نشانی از اعتماد متقابل باقی مانده و نه چشمانداز روشنی از توافقی جامع در کوتاهمدت دیده میشود. با این حال، نفس گفتوگو را باید نشانهای از غلبه عقلانیت حداقلی بر منطق تقابل حداکثری دانست؛ عقلانیتی که بیش از آنکه محصول خوشبینی باشد، برآمده از ضرورت است.»
حقشناس ادامه میدهد: «برای ایران، استمرار فشارهای اقتصادی، محدودیتهای مالی و تحولات پرشتاب منطقهای، نیاز به مدیریت تنش با امریکا را به یک واقعیت اجتنابناپذیر تبدیل کرده است. در سوی مقابل، واشنگتن نیز در آستانه تحولات سیاسی داخلی و درگیر با بحرانهای متعدد جهانی، به خوبی میداند که باز نگه داشتن کانال ارتباطی با تهران، دستکم از منظر کنترل بحران، اهمیتی راهبردی دارد. مسقط را نباید محل «توافق بزرگ» دانست؛ بلکه بیشتر باید آن را صحنهای برای آزمون نیتها، سنجش خطوط قرمز و تعریف حداقلهای قابل مذاکره تلقی کرد. تجربه مذاکرات پیشین نشان داده است که گفتوگوهای غیرمستقیم و محرمانه، اگرچه آهسته و فرسایشیاند، اما میتوانند از بروز سوءمحاسبه و تشدید تنش جلوگیری کنند. در عین حال، تداوم وضع موجود نه برای ایران کمهزینه است و نه برای منطقه. از همین رو، مذاکرات مسقط اگر قرار است فراتر از یک تلاش نمادین معنا پیدا کند، نیازمند همراهی مجموعهای از تصمیمات مکمل در داخل و خارج از کشور است.»
او در تشریح این گامهای داخلی و منطقه میگوید: «در حوزه داخلی، نخستین گام، بازسازی سرمایه اجتماعی از طریق شفافیت، گفتوگوی صادقانه با افکار عمومی و پرهیز از دوگانهسازیهای فرساینده است. تجربه نشان داده است که دیپلماسی بدون پشتوانه اجتماعی، شکننده و ناپایدار خواهد بود. همزمان، ایجاد ثبات در سیاستهای اقتصادی، کاهش ریسکهای پیشبینی ناپذیر برای فعالان اقتصادی و ارسال سیگنالهای روشن به بازار، میتواند اثر هرگونه گشایش دیپلماتیک احتمالی را ملموس و قابل لمس کند. اجماع حداقلی در داخل، نه یک امتیاز سیاسی، بلکه پیششرط موفقیت در هر مذاکره خارجی است. در عرصه سیاست خارجی نیز، تمرکز بر مدیریت تنش به جای حل و فصل یکباره همه اختلافات، واقعبینانهتر به نظر میرسد. تعریف اهداف مرحلهای، احیای کانالهای ارتباطی پایدار و بهرهگیری فعال از ظرفیت میانجیها میتواند از تکرار چرخه بنبست جلوگیری کند. همچنین، همراستاسازی نسبی سیاست منطقهای با اولویتهای اقتصادی کشور و پرهیز از پیامهای متناقض در عرصه بینالمللی، به افزایش قابلیت اعتمادپذیری ایران در مذاکرات کمک خواهد کرد.
مسقط، بیش از آنکه نقطه آغاز یک فصل تازه باشد، میتواند فرصتی محدود اما مهم برای بازاندیشی در مسیر طی شده تلقی شود؛ فرصتی که اگر با اصلاحات تدریجی در داخل و واقعگرایی در سیاست خارجی همراه نشود، به سرعت به یکی دیگر از ایستگاههای تکراری دیپلماسی ناکام تبدیل خواهد شد.» حقشناس در بخش پایان اظهاراتش یادآور میشود: «تنها نکته باقی مانده مساله مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم است. به عنوان یک شهروند ایرانی و فعال سیاسی و فرهنگی معتقدم در فضای گفتوگو، از طریق مذاکرات مستقیم بهتر میتوان منافع ملی را محقق و دستاورد کسب کرد. حضور واسطهها در برخی موارد ممکن است منجر به اتلاف مصالح عمومی و منافع ملی شود.»
محمود صادقی: مذاکرات نشانهای روشن از کاهش تنش است
محمود صادقی، فعال سیاسی اصلاحطلب و دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها با اشاره به آغاز مذاکرات میان ایران و امریکا گفت: صرف شروع گفتوگوها پس از دورهای از التهاب و تنش، میتواند نشانهای از امید به کاهش تنش تلقی شود، هر چند به دلیل فضای کاملا کنترل شده و نبود اطلاعات شفاف، نمیتوان پیشبینی قطعی از آینده این مذاکرات ارایه داد.
صادقی با اشاره به روند مذاکرات اخیر میگوید: «در شرایطی که احتمال درگیری و تشدید بحران وجود داشت، شروع مذاکرات را میتوان نشانهای از تمایل طرفین به کنترل وضعیت دانست؛ هر چند فضای مذاکرات به شدت از نظر خبری مدیریت میشود و تاکنون اطلاعات معنادار و دقیقی از جزییات گفتوگوها منتشر نشده است. البته میتوان تسهیل آغاز مذاکرات را به فال نیک گرفت، اما نباید انتظار داشت که نتایج آن به سرعت روشن شود. از یکسو امریکا با تمام ظرفیتهای سیاسی و نظامی وارد منطقه شده و فشار قابلتوجهی بر جمهوری اسلامی وارد میکند، بهویژه پس از وقایع تلخی که در ماههای اخیر رخ داده و شکاف میان جامعه و حاکمیت را تشدید کرده است.»
نماینده پیشین مجلس با اشاره به ساختار مذاکرات میافزاید: «نکته قابل تأمل این است که چرا بار دیگر همان الگوی پیشین گفتوگوهای غیرمستقیم تکرار شده است. شاید در دورههای ابتدایی مذاکرات چنین مدلی قابل فهم بود، اما پس از این حجم از تنش، بازگشت به همان قالب قدیمی، چندان منطقی به نظر نمیرسد. ممکن است یکی از دلایل این رویکرد، عدم تمایل رسمی بهرسمیت شناختن طرف مقابل یا نیاز به واسطه باشد، اما این روش میتواند در انتقال پیامها اخلال ایجاد کند و روند مذاکرات را پیچیدهتر سازد. احتمال دیگر این است که تیم مذاکرهکننده، از نگاه طرف مقابل، به طور کامل مورد اعتماد نباشد و ناچار باشد هر بند و پاراگراف را با تهران چک کند. این مساله به طور طبیعی سرعت و انعطاف مذاکرات را کاهش میدهد. با درجهای از احتیاط میتوان حدس زد که نوعی توافق و بده بستان میان طرفین در حال شکلگیری است. به نظر میرسد پیشفرض ورود به مذاکرات، نوعی هماهنگی حداقلی بوده، چراکه بدون چنین پیشفرضی اساسا مذاکرات آغاز نمیشد.»
صادقی در پاسخ به این پرسش که محتوای مذاکرات و توافق احتمالی حول محور چه مسائلی خواهد بود؟ میگوید: «احتمالا ایران در موضوع اورانیومهای غنیشده حاضر به ارایه امتیازاتی خواهد بود و در مقابل، طرف امریکایی نیز امتیاز محدودی ارایه میدهد. این امتیاز میتواند در گام نخست، کاهش تهدیدهای نظامی باشد و در مراحل بعد، بحث کاهش یا تعدیل تحریمها. البته بعید است امریکا به این سطح از امتیازدهی بسنده کند و احتمالا در ادامه بحثهای دیگری را نیز به صورت مرحلهای وارد دستور کار خواهد کرد.»
صادقی در ادامه با اشاره به طرح ایده «ترک تخاصم» یادآور میشود: «اگرچه تخاصم اصلی در جریان جنگ اخیر میان ایران و اسراییل شکل گرفت و امریکا نیز در مراحل پایانی وارد درگیری شد، اما صرف ورود طرفین به گفتوگو را میتوان نشانهای از کاهش تنش دانست، حتی اگر از آن به عنوان ترک تخاصم رسمی یاد نشود. اما میتواند یکی از خروجیهای احتمالی این مذاکرات باشد. از سوی دیگر حضور چهرههای اقتصادی در کنار وزیر امور خارجه از طرف ایران، میتواند حامل پیام تمایل تهران به گفتوگوهای اقتصادی باشد. در مقابل، حضور چهرهای نظامی در تیم امریکایی نیز میتواند بهمنزله اعمال فشار یا ارایه تضمینهای امنیتی برای اعتماد بیشتر ایران تعبیر شود.»
او در پایان تاکید میکند: «در مجموع، فضای مذاکرات همچنان مبهم است و اخبار به شدت کنترل شده منتشر میشود. با این حال، اگر این روند به صدور بیانیهای ولو محدود و کاهش سطح تنشها منجر شود، میتوان آن را گامی رو به جلو ارزیابی کرد.»