فشارِ مطالبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محقق نشده در ایران در دهههای اخیر، از سال ۱۳۹۶ به این سو به شکلی کم سابقه هویدا شده و زنگ خطری مهیب در مورد از میان رفتن تعادلهای موجود در ساختارهای حاکم بر جامعه ایران را به صدا در آورده است. به نظر میرسد این زنگ خطر به درستی از سویِ گوشهای شنوا شنیده شده باشد، اما آیا تغییراتِ مورد نیاز برای معکوس کردن روند نگران کننده اضمحلالِ این ساختارها هم به درستی شناخته شده اند؟ به عبارت ساده تر، دستورِ کار گذر از وضعیت کنونی چه میتواند باشد؟