جوادی حصار معتقد است دولت به آزادی عمل بیشتری برای مدیریت اقتصاد کشور نیاز دارد و حمیدرضا ترقی دولت را مقصر اتفاقات اخیر در جامعه می داند و راه حل را در اقتصاد اسلامی و مقاومتی میبیند.
۷۱۰۹ مطلب
جوادی حصار معتقد است دولت به آزادی عمل بیشتری برای مدیریت اقتصاد کشور نیاز دارد و حمیدرضا ترقی دولت را مقصر اتفاقات اخیر در جامعه می داند و راه حل را در اقتصاد اسلامی و مقاومتی میبیند.
وقتی تورم در سطوح بالای ۴۵ درصد تثبیت میشود، اقتصاد وارد وضعیتی میشود که در آن افق تصمیمگیری کوتاهمدت و غیرمولد میشود. در چنین شرایطی، افزایش دستمزد اسمی اگر با کاهش همزمان نرخ تورم همراه نباشد، تنها یک «تسکین روانی موقت» ایجاد میکند. کارمند یا حقوق بگیر ممکن است در ماههای ابتدایی پس از افزایش حقوق، احساس بهبود نسبی کند، اما با تداوم تورم بالا، این افزایش بهسرعت در موج جدید افزایش قیمتها مستهلک میشود.
مسائل اقتصاد کشور همانقدر که پیچیده به نظر میرسد ساده است / ابتدا یک میلیون یارانه میدهیم و بعد دو میلیون میدهیم، چاره کار نیست...
متاسفانه ساختار تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور نیز تا حد زیادی به تسخیر گروهای مافیایی درآمده و این ها به راحتی خواسته های خود را به نظام تصمیم گیری تحمیل می کنند و سخت مشغول نشر اطلاعات غلط یا اطلاعاتی هستند که در نهایت به نفع خودشان تمام می شود. هدف این گروهها این است که در نهایت تصمیمات کشور بر اساس مطلوبات آن ها گرفته شود. از این نمونه ها کم نداریم.
مشکل ما برنامه ریزی شبانه روزی نیست، مشکل ما این است که استراتژیست های اقتصاد کشور و آن ها که در تصمیم گیری های کلان اقتصادی نقش دارند، اصلا به مفهوم توسعه اعتقادی ندارند. اصلا توسعه اولویت اول این ها نیست. مشکل اصلی اقتصاد کشور ما که سالهای سال است گریبانگیر اقتصاد کشور شده، دیدگاههای کلان مسئولان و برنامه ریزان است.
رئیس جمهور در حکمی نظر به تعهد، سوابق اجرایی و تجارب ارزشمند، دکتر محمدرضا فرزین را به عنوان دستیار ویژه اقتصادی خود منصوب کرد.
برخورد آقای پزشکیان در مجلس اصلا مناسب یک رئیس جمهور مقید نیست و مجلس هم اگر ایرادی به بودجه دارد باید منطقی، با استدلال و با عدد و رقم بودجه را اصلاح کند، به شکلی که دولت هم بتواند به وظایف خود عمل کند. این که ما اقتصاد را رهاسازی کنیم و آقای پزشکیان هم مدام بگوید من که نمی توانم کاری انجام دهم، هر کسی می تواند، بیاید، اصلا جوک سیاسی است نه بیان سیاسی.
مهدی پازوکی بر این عقیده است که: «دولت باید قدرت خرید مردم را حفظ کند. برای سال آینده اگر دولت حتی حقوق کارکنان و بازنشستگان را افزایش ندهد باید هر 6 ماه یک سکه بهار آزادی به مردم بدهد که قدرت خرید مردم حفظ شود. پول پاشی فایدهای ندارد. پیشرفت با شعار محقق نمیشود و برای تجارت، باید با سیستم بانکی دیگر کشورها همکاری کنیم. این طرز تفکر باید اصلاح شود.»
بسیاری از ضعف ها، ایرادات، ناکارامدی ها و بسیاری از چالش های اقتصاد ایران در سالهای گذشته، توسط درآمدهای نفتی پوشش داده می شد و ما، مثل یک بیماری، با دارو اجازه نمیدادیم علائم، ظهور پیدا کند. در نیم قرن گذشته نفت بازیگر مهم اقتصاد ما بوده و ما هم به عنوان کشوری نفت خیز، نقش مهمی در اقتصاد خاورمیانه داشتیم و با درآمدهای سرشار نفتی که به دست اوردیم، بسیاری از چالشهای اقتصاد کشور را عملا پوشش دادیم و اجازه ندادیم ضعفها عریان شود.
نمایندگان هم میخواهند قوانین تورمزا را تصویب کنند، و هم در امور اجرایی و انتصابات دخالت گسترده کنند و هم هنگام تورم فریادِ کی بود کی بود را سر دهند و وکیلالرعایا شوند و در کسوت غمخواری مردم درآیند. نمیشود آقاجان! این شدنی نیست.زمان تن دادن جامعه به شکاف قدرت و مسئولیت پایان یافته است.