سیانان: ترامپ در برابر ایران؛ معماهای سخت و بدون پیروزی آسان
ترامپ معتقد است غیرقابلپیشبینی بودنش دامنه مانور او در مذاکرات را افزایش میدهد. اما در بحبوحه بحران تازه با ایران، بیش از پیش دشوار است تصور کنیم چگونه میتواند به آن پیروزی سریع، شفاف و کمهزینهای برسد که همواره در پی آن است.
یک رسانه آمریکایی در بخشهایی از یک گزارش با عنوان «ترامپ در برابر ایران؛ معماهای سخت و بدون پیروزی آسان» به دوراهی سخت دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا برای رویارویی با ایران پرداخت.
به گزارش همشهریآنلاین به نقل از سیانان، بخشهایی از این گزارش را میخوانید:
اگر آمریکاییها بهزودی یک روز صبح با خبر آغاز جنگی تازه با ایران از خواب بیدار شوند، رئیسجمهور قمار بزرگی را آغاز کرده است؛ آن هم در کشوری که نشانههای خستگی از افراطگریهای او روزبهروز آشکارتر میشود.
نظرسنجیها نشان میدهد رایدهندگان عمدتا نگران وضعیت اقتصادی و ناتوانی خود در تأمین هزینههای غذا و مسکن هستند.
با این حال، ترامپ سال جدید را با تمرکز بر تقریبا همهچیز بهجز این دغدغهها آغاز کرد. او یک دیکتاتور ونزوئلایی را سرنگون کرده، موجی از عملیات اخراج مهاجران را با اعزام ماموران فدرال به مینهسوتا به راه انداخته که به کشته شدن ۲ شهروند انجامیده، و بار دیگر حملات لفظی به نظام انتخاباتی آمریکا را از سر گرفته است.
او همچنین بیش از پیش به استفاده از «چکش نظامی» علاقهمند شده است: در نخستین سال بازگشتش به قدرت، مواضعی را در ایران، عراق، یمن، سوریه، نیجریه، ونزوئلا و حتی قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر در اقیانوس آرام و دریای کارائیب هدف حمله قرار داده است.
اما با سقوط میزان محبوبیت ترامپ به زیر ۴۰ درصد، و در سالی که از همین حالا برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای تیره و تار به نظر میرسد، رئیسجمهور ناچار است وضعیت شکننده داخلی خود را در کنار پرسشهای بهشدت دشوار نظامی درباره ایران در نظر بگیرد.
ترامپ معتقد است غیرقابلپیشبینی بودنش دامنه مانور او در مذاکرات را افزایش میدهد. اما در بحبوحه بحران تازه با ایران، بیش از پیش دشوار است تصور کنیم چگونه میتواند به آن پیروزی سریع، شفاف و کمهزینهای برسد که همواره در پی آن است.
رئیسجمهور باور دارد رهبران روحانی ایران مایلاند برای پرهیز از جنگ با ایالات متحده «معاملهای» انجام دهند. او نیروی دریایی قابلتوجهی را در منطقه مستقر کرده و گزینههای نظامی در اختیار دارد که میتواند ضربهای سنگین وارد کند.
ایرانیها نیز شاید دیگر نتوانند روی لحظه معروف تاکو (TACO: ترامپ همیشه عقبنشینی میکند) حساب باز کنند. رفتار تهاجمی جهانی ترامپ خطوط قرمز را واقعیتر کرده است. او در دوره نخست ریاستجمهوریاش دستور ترور (سردار) قاسم سلیمانی فرمانده ارشد نظامی و اطلاعاتی ایران را در عراق صادر کرد. در دوره دوم نیز بمبافکنهای رادارگریز آمریکا را در عملیاتی جسورانه و دور دنیا برای درهم کوبیدن تاسیسات هستهای ایران به پرواز درآورد.
ترامپ همچنین بیش از هر رئیسجمهور قرن بیستویکم آمریکا وارد سیاست داخلی ایران شده است؛ او به حکومت ایران هشدار داد در صورت ادامه حملات به شهروندان خود (در اعتراضات ماه گذشته)، با تلافی مواجه خواهد شد. بهطور خلاصه، ترامپ بخش عظیمی از اعتبار شخصی و ژئوپلیتیکی خود را در این رویارویی تازه با رهبران تهران گرو گذاشته است.
اگر ترامپ بتواند کاری را انجام دهد که روسایجمهور پیشین آمریکا از کارتر تا بایدن در انجام آن ناکام ماندهاند – یعنی شکست دادن یکی از سرسختترین دشمنان ایالات متحده – جایگاهی انکارناپذیر در تاریخ به دست خواهد آورد. با توجه به وسواس رئیسجمهور فعلی نسبت به «میراث تاریخی»، این چشمانداز قطعا برای او وسوسهانگیز است. در دولتی که بسیاری از محدودیتهای سنتی قدرت ریاستجمهوری کنار زده شده، در نهایت ممکن است همهچیز به غرایز شخصی ترامپ ختم شود.
ریسک اقدام نظامی؛ فراتر از ونزوئلا
حمله کوتاه و برقآسایی که ترامپ ترجیح میدهد و با شعار «عدم درگیریهای خارجی طولانی» جنبش ماگا همخوان است، احتمالا برای سرنگونی حکومت در تهران کافی نخواهد بود.
در مقابل، درگیری نظامی طولانیمدت با پیامدهای نامعلوم، اعتماد آمریکاییها به رئیسجمهورشان را بهشدت به آزمایش میکشد. جنگی که بهاشتباه پیش برود، میتواند جمهوریخواهان را در انتخابات میاندورهای نوامبر که همین حالا هم چشمانداز روشنی ندارند بهشدت تضعیف کند.
پس از سرنگونی نیکلاس مادورو در ونزوئلا، نوعی احساس غرور و خودبزرگبینی در کاخ سفید شکل گرفته است. اما تلفات سنگین نیروهای آمریکایی در جنگ با ایران میتواند عملا تمام قدرت و مشروعیت دوره دوم ترامپ را از بین ببرد.
در هفتههای اخیر نشانههایی دیده شده که حتی متحدان عرب حاشیه خلیج فارس که روابط نزدیکی با ترامپ دارند نگران پیامدهای حمله آمریکا به ایران هستند. حملات موشکی کوتاهمدت ایران محتمل است. تهران میتواند زیرساختهای نفتی منطقه را هدف قرار دهد. و بیثباتی بلندمدت ممکن است منطقهای را که بهسوی افقهای سودآور جدیدی چون هوش مصنوعی و گردشگری حرکت میکند، دچار شوک کند.
چرا دیپلماسی هم ممکن است جواب ندهد
تمام این موارد استدلالی برای عقبنشینی از لبه پرتگاه است. اما پس از هفتهها لفاظی تهدیدآمیز ترامپ، تصمیم به حمله نکردن به ایران میتواند اعتبار بینالمللیای را که او با حملات سال گذشته به تاسیسات هستهای و یورش غافلگیرکننده به ونزوئلا به دست آورده، تضعیف کند.
روسایجمهور پیشین آمریکا از تشویق به ضدانقلاب در ایران پرهیز میکردند، چون میترسیدند بهانهای برای برخورد شدیدتر با معترضان، بهعنوان «عوامل آمریکا»، فراهم شود. ترامپ چنین ملاحظهای نداشت و حتی تهدید کرد آمریکا برای مجازات تهران «در حالت آمادهباش کامل» است؛ تهدیدی که ممکن است افراد بیشتری را به خیابانها کشانده باشد.
با توجه به پیچیدگی معادله نظامی، روشن است چرا دولت ترامپ مسیر خروج دیپلماتیک را کاملا نبسته است. اما بهسختی میتوان توافقی را تصور کرد که هم ترامپ حاضر به ارائه آن باشد و هم ایران بپذیرد و بالعکس.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پیش از مذاکرات عمان اهداف واشنگتن را چنین ترسیم کرد: مطمئن نیستم اصلا بتوان با این افراد به توافق رسید، اما قرار است امتحان کنیم.
او تاکید کرد دولت آمریکا میخواهد نهتنها برنامه هستهای ایران، بلکه طیف موشکهای بالستیک، حمایت تهران از سازمانهای تروریستی و نحوه برخوردش با مردم خود را نیز در دستور کار قرار دهد.
ایران تنها مایل به گفتوگو درباره برنامه هستهای خود است؛ آن هم در هر شکلی که پس از حملات آمریکا در سال گذشته باقی مانده است. این موضع قابلانتظار است، زیرا محدود شدن برنامه موشکی، توان بازدارندگی ایران در برابر حملات آینده آمریکا و اسرائیل را کاهش میدهد. در مقابل محدودیت غنیسازی، تهران خواهان رفع تحریمها خواهد بود؛ امری که تیم ترامپ را در برابر انتخابی ناخوشایند قرار میدهد: ورود به توافقی شبیه همان توافقی که دولت اوباما را بهخاطرش بهشدت مورد حمله قرار میداد؛ – توافقی که موشکهای بالستیک را شامل نمیشد و عملا به ایران اجازه گسترش نفوذ منطقهای میداد.
یکی از گزینههای ترامپ میتواند امضای یک توافق حداقلی و تبلیغ آن بهعنوان «پیروزی بزرگ» باشد؛ کاری که این فروشنده قهار پیشتر هم انجام داده است.
چنین اقدامی شاید رایدهندگان خسته از جنگ در آمریکا را آرام کند، اما پیام روشنی از عقبنشینی به دشمنان آمریکا میفرستد و چهره «مرد قدرتمند» ترامپ را در سطح جهانی مخدوش میکند.
در این میان، تهران میتواند طبق الگوی همیشگی عمل کند: مرزهای توافق را بیازماید و در انتظار رئیسجمهور بعدی آمریکا بماند.