ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۶۷۶۲

شراکت بدون موعظه؛ منطق جدید کرملین در سوریه

آیا شراکت دمشق و مسکو وارد مرحله‌ای تازه شده است؟

آیا شراکت دمشق و مسکو وارد مرحله‌ای تازه شده است؟

سفر احمد الشرع به مسکو نشانه تلاش دو طرف برای بازتعریف روابط سوریه و روسیه پس از سقوط اسد است؛ رابطه‌ای مبتنی بر شراکت محتاطانه نه قیمومیت. مسکو با تکیه بر نفوذ سیاسی، سرمایه‌گذاری اقتصادی، همکاری امنیتی و قدرت نرم فرهنگی، به یکی از ستون‌های راهبرد تنوع‌بخشی دمشق تبدیل شده است. هم‌زمان، هم‌پوشانی منافع روسیه و آمریکا، مدیریت پرونده جنگجویان قفقازی و پیوندهای انسانی، چارچوبی تازه و بالقوه پایدارتر از گذشته برای حضور روسیه در سوریه ترسیم می‌کند.

فرارو- آنا ماتویوا پژوهشگر و تحلیل‌گر برجسته در حوزه سیاست خارجی روسیه در اندیشکده کوئینسی

به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، اواخر ماه گذشته، احمد الشرع، رئیس‌جمهور سوریه، برای دومین بار از زمان به‌دست گرفتن قدرت راهی مسکو شد؛ سفری که بیش از آن‌که تشریفاتی باشد، حامل پیام‌های سیاسی معنادار بود. او در دیدار با ولادیمیر پوتین در کرملین، با اشاره‌ای نمادین گفت: «در مسیر، برف زیادی دیدم و یاد داستانی افتادم؛ این‌که چگونه قدرت‌های نظامی بسیاری تلاش کردند به مسکو برسند، اما به‌واسطه شجاعت سربازان روس و حتی همراهی طبیعت، ناکام ماندند.»

پایان رابطه قیم‌مآبانه؛ آغاز شراکت محتاطانه

چنین سخنانی از زبان فرمانده‌ای که نیروهایش در جریان جنگ داخلی سوریه بارها هدف بمباران جنگنده‌های روسی قرار گرفته بودند، در نگاه نخست غافلگیرکننده بود؛ هرچند لحن و قرائن نشان می‌داد که این جملات نه از سر تعارف، بلکه با نوعی محاسبه و صداقت سیاسی بیان شده است.

سقوط بشار اسد، بی‌تردید ضربه‌ای جدی برای کرملین به شمار می‌رفت، اما مسکو این واقعیت را پذیرفت و اکنون به‌دنبال بازتعریف رابطه‌ای تازه با دمشق است؛ رابطه‌ای که دیگر بر الگوی حامی و تابع استوار نباشد، بلکه بر پایه برابری و منافع متقابل شکل بگیرد. در این چارچوب، روسیه به بخشی از راهبرد تنوع‌بخشی دولت جدید سوریه تبدیل شده است: کشوری که به دوستان متعدد نیاز دارد، اما نمی‌خواهد بار دیگر به مهره‌ای در بازی‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ فروکاسته شود. دست‌کم در مقطع کنونی، مسکو نیز آمادگی دارد در همین چارچوب نقش‌آفرینی کند.

از منظر دمشق، منطق این انتخاب کاملاً عمل‌گرایانه است. روسیه شریک نظامی دیرینه سوریه محسوب می‌شود؛ بخش قابل توجهی از تسلیحات ارتش سوریه ساخت روسیه است و نیروهای این کشور نیز سال‌ها برای استفاده از آن‌ها آموزش دیده‌اند. سوریه برای تثبیت صلح به پشتیبانی میدانی نیاز دارد و در این میان، افسران پلیس نظامی روسیه که پیش‌تر کارآمدی خود را نشان داده و از مقبولیت نسبی در میان جامعه محلی برخوردار بوده‌اند اکنون هشت پست دیده‌بانی در فاصله میان قنیطره و بلندی‌های جولان را اداره می‌کنند. علاوه بر این، دمشق و مسکو درباره استقرار نیروهای نظارتی روسیه برای تثبیت جنوب سوریه در حال گفت‌وگو هستند؛ رایزنی‌هایی که هم‌زمان و در سایه مذاکرات حساس با اسرائیل پیش می‌رود.

مسکو؛ دروازه باز دمشق به جهان

دمشق در پی گشودن درهای کشور به روی جهان است، اما پیشنهادهای آماده چندانی در اختیار ندارد. در حالی که کرملین هم‌زمان با ادامه مذاکرات بر سر پایگاه‌های نظامی روسیه در سوریه ، آمادگی دارد با ارائه کمک‌های اقتصادی و ارسال محموله‌های غلات، حسن نیت خود را نشان دهد،. قابل توجه آن‌که روسیه حدود ۲۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد سوریه از انرژی و زیرساخت گرفته تا تأسیسات صنعتی در اختیار دارد؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که نیازهای بلندمدت این کشور را پوشش می‌دهد.

معادله بین‌المللی نیز به نفع مسکو است. کرسی دائمی روسیه در شورای امنیت سازمان ملل، اهرم مهمی برای حمایت از دولت جدید سوریه به شمار می‌رود و این کشور همچنان بازیگری تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای است. آمریکا و روسیه دیگر در برابر یکدیگر بازی نمی‌کنند و منافعشان در سوریه تا حد زیادی هم‌پوشان شده است؛ ضمن آن‌که پایان حضور ایران در سوریه، برای هر دو طرف مایه آسودگی خاطر بوده است.

واشنگتن و مسکو برای دولت جدید سوریه در مسیر بازگرداندن ثبات و تمامیت ارضی آرزوی موفقیت دارند؛ امری که خروج حمایت آمریکا از «نیروهای دموکراتیک سوریه» به رهبری کردها آن را تأیید کرد. این تحول باعث شد روسیه پایگاه خود در قامشلی را ترک کند، اما این پایگاه مأموریت خود را انجام داده بود و شرایط تغییر کرده است. نیروها اکنون به جایی منتقل می‌شوند که بیش از همه به آن‌ها نیاز است: اوکراین.

دلایل دیگری نیز وجود دارد که کمتر آشکارند. در نخستین سفر الشرع به مسکو در سال ۲۰۲۵، یکی از اعضای هیأت همراه او ـبرخلاف عرف دولت اسلام‌گرای تازه‌تشکیل‌شده  ریش نداشت. او ماهر الشرع، برادر بزرگ‌تر رئیس‌جمهور بود که سمت بسیار حساس دبیرکلی نهاد ریاست‌جمهوری سوریه (رئیس دفتر ریاست‌جمهوری) را بر عهده دارد. ماهر تا سال ۲۰۲۲، زمانی که احمد در خاورمیانه درگیر «جهاد» بود، به‌عنوان پزشک در شهر ورونژ روسیه کار می‌کرد و همسرش نیز روس بود.

همین پیوندهای شخصی عمیق بود که مسیر ارتباط با رهبری جدید سوریه را هموار کرد و در نهایت، ماهر الشرع مأمور شد مسئولیت پیشبرد و سامان‌دهی روابط دمشق با مسکو را بر عهده بگیرد؛ نقشی کلیدی که بر اعتماد متقابل و شناختی فراتر از مناسبات رسمی استوار است.

شراکت بدون موعظه؛ منطق جدید کرملین در سوریه

علاوه بر این، غرایز و محاسبات سیاسی دو رهبر نیز به‌طرز معناداری به یکدیگر نزدیک است. سوریه امروز در وضعیت ایده‌آلی قرار ندارد، اما احمد الشرع به‌خوبی می‌داند که مسکو قصد ندارد با زبان نصیحت درباره دموکراسی یا حقوق بشر با او سخن بگوید. از نگاه کرملین، آنچه اهمیت دارد، وجود دولتی باثبات است که کنترل سرزمینی را در دست داشته باشد، با داعش بجنگد و تصمیم‌هایش بر پایه منافع ملی اتخاذ شود.

اظهارات خود ولادیمیر پوتین نیز نشان می‌دهد که او برای رئیس‌جمهور جدید سوریه احترام قائل است. الشرع رهبری خودساخته به شمار می‌رود که در دل آزمون‌های سخت جنگ به قدرت رسیده و از نگاه مسکو، این احتمال وجود دارد که در عمل کارآمدتر از بشار اسدی باشد که سال‌ها در شبکه‌ای از فساد، رانت و بده‌بستان‌های خانوادگی گرفتار شده بود.

در عین حال، دمشق و مسکو نگرانی‌های امنیتی مشترکی دارند که ریشه در خاک یکدیگر می‌زند. در حالی که بشار اسد که اکنون در مسکو در تبعید به سر می‌برد  به تعهدات خود پایبند مانده و زندگی کم‌سروصدای یک بازنشسته را پیش گرفته است، گزارش‌هایی منتشر شده که از فعالیت چهره‌هایی از حلقه علویان نزدیک به او در روسیه برای تضعیف حاکمان جدید دمشق حکایت دارد. احمد الشرع از پوتین انتظار دارد این تحرکات پنهانی را مهار کند و هم‌زمان، برای بازگرداندن منابع مالی سوریه که در سال‌های گذشته از کشور خارج شده‌اند، اعمال فشار صورت گیرد.

در سوی دیگر، مسکو نیز با دغدغه‌های امنیتی خاص خود روبه‌روست. در دهه ۲۰۱۰، دست‌کم ۵۵۰۰ جنگجوی مسلمان از روسیه راهی سوریه شدند تا به گروه‌های سلفی–جهادی بپیوندند. یگان‌های قفقاز شمالی، نقشی چشمگیر در پیروزی هیأت تحریر الشام به رهبری الشرع ایفا کردند و برخی فرماندهان آن‌ها نیز به‌عنوان پاداش، به مناصب ارشد در وزارت دفاع جدید سوریه راه یافتند.

با ورود نیروهای قفقاز شمالی به دمشق، پرچم «امارت قفقاز»،  سازمانی تروریستی برخاسته از چچن که پیش‌تر گمان می‌رفت به تاریخ سپرده شده باشد بار دیگر برافراشته شد؛ رخدادی نمادین که زنگ‌های هشدار امنیتی را در مسکو به صدا درآورد.

کرملین ترجیح می‌دهد این جنگجویان روس‌تبار در چارچوب نظم جدید سوریه ادغام شوند، نه آن‌که راه بازگشت به روسیه را در پیش گیرند، به داعش بپیوندند یا در جبهه‌های دیگر به‌ویژه جنگ اوکراین، وارد میدان شوند. پیوند میان بازیگران چچنی و اوکراین از سال ۲۰۲۲ به‌طور محسوسی تقویت شد؛ زمانی که آن‌ها میدان نبرد را از سوریه به باخموت و سپس کورسک منتقل کردند و حتی شمال قفقاز را در معرض تهدید قرار دادند. حضور این نیروها در سوریه، مدیریت فوق‌العاده حساسی از سوی احمد الشرع می‌طلبد؛ چرا که همرزمان سابق چچنی او پیش‌تر نشانه‌هایی از نارضایتی بروز داده‌اند و رئیس‌جمهور جدید سوریه توان و امکان تبدیل آن‌ها به دشمن را ندارد.

از امنیت تا فرهنگ؛ معماری نفوذ نرم روسیه در سوریه جدید

در کنار ملاحظات امنیتی، سرمایه‌گذاری بلندمدت در سرمایه انسانی نیز به همگرایی اجتماعی میان دو کشور یاری رسانده است. در دوران حکومت اسد، دست‌کم ۳۵ هزار فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های شوروی و روسیه به طبقه حرفه‌ای سوریه راه یافتند و پس از یک وقفه کوتاه، مسکو در سال ۲۰۲۵ بار دیگر روند اعطای بورس‌های تحصیلی به دانشجویان سوری را از سر گرفت.

فرهنگ برای هر دو ملت جایگاهی ویژه دارد، به‌ویژه آن‌که سوری‌ها به‌خوبی از حجم میراث فرهنگی از‌دست‌رفته در سال‌های جنگ آگاه‌اند. در همین راستا، تلاش‌ها برای احیای پالمیرا با مشارکت موزه دولتی آرمیتاژ سن‌پترزبورگ و مؤسسه تاریخ فرهنگ مادی روسیه با استقبال روبه‌رو شده است. نماد روشن‌تر این پیوند فرهنگی، بازگشایی خانه اپرای دمشق در ژانویه ۲۰۲۵ بود؛ رویدادی که با اجرای آثار چایکوفسکی همراه شد. هرچند موسیقی کلاسیک سلیقه همگان نیست، اما برای جمعی قابل توجه، کنسرت‌های نوازندگان سوری آموزش‌دیده در مسکو و سن‌پترزبورگ، نمایشگاه‌های هنری و اجراهای هنرمندان تحصیل‌کرده در روسیه، بخشی جدایی‌ناپذیر از حیات فرهنگی دمشق به شمار می‌رود.

در این میان، افراد و شبکه‌های فراملی نیز نقشی تعیین‌کننده در نفوذ اجتماعی ایفا کرده‌اند. سیاستمداران و بازرگانان هم‌تبار با پیوندهایی میان روسیه و سوریه از جمله زیاد صبصبی، سیاستمدار چچنی متولد حلب که به سناتوری از چچن در مجلس فدرال روسیه رسید و لؤی الیوسف، تاجر سوری  نمونه‌هایی از این پیوندها هستند. نتیجه این تعاملات، شکل‌گیری شبکه‌ای متراکم از روابط تجاری، کاری و دیاسپورایی با واسطه‌های غیررسمی قدرت در سوریه بوده است؛ شبکه‌ای که تا حد زیادی مستقل از قدرت‌های مرکزی عمل می‌کند.

در مجموع، مجموعه‌ای از دارایی‌ها، پیوندهای انسانی و منافع مشترک در سوریه، برای مسکو زمینه‌ای فراهم کرده است تا سیاستی تازه و واقع‌گرایانه را دنبال کند؛ سیاستی که نه بر رابطه‌ای یک‌سویه و وابسته، بلکه بر شراکت و هم‌افزایی استوار است. هرچند اجزای این معادله پیچیده و چندلایه‌اند، اما در صورت موفقیت، این چارچوب می‌تواند به الگویی پایدارتر و سودمندتر از ترتیبات دوران اسد تبدیل شود.

 

نویسنده : آنا ماتویوا
ارسال نظرات
خط داغ